در تحسين فوقالعادهاي منعكس است كه بديع اسطرلابي اصفهاني ابراز كرده، گرچه كار او در آغاز، ساختن ابزارهاي نجومي بوده است. يك سدهٴ بعد، مظفر طوسي رسالهاي در باب اسطرلاب نوشت و ابزار تازهاي ساخت كه به عصاي طوسي موسوم شد، چوبدستي مدرجي با ريسمانهايي متصل بدان، براي اندازهگيري زاويهها. تأسيس رصدخانهٴ مراغه در 1259، براي اخترشناسان تجربي و سازندگان ابزارهاي نجومي فرصت بزرگي فراهم ساخت. از زمان ابنيونس در آغاز سدهٴ يازدهم، تا روزگار الغبيگ، در بيش از چهار سدهٴ بعد، اين مهمترين موٴسسه در نوع خود بود. در آن جا گروه بزرگي از اخترشناسان حضور داشتند كه برخيشان از كشورهاي دوردست فرا خوانده شده بودند. آنان كتابخانهاي بسيار غني و مجموعهاي عالي از ابزارهاي نجومي در اختيار داشتند كه توسط سازندهشان، موٴيدالدين عُرْضي دمشقي شامي، توصيف شدهاند. بدبختانه عمر رصدخانه بسيار كوتاه بود و پس از بنيانگذارش، يا فرزندان وي، ديري نپاييد؛ از اينرو بهترين نتيجهها، يعني نتيجههايي كه تنها با گردآوري رصدهاي طولاني امكانپذير است، الزاماً به دست نيامد.
ظاهراً يكي از پسران عرضي، به نام محمد، سازندهٴ ابزارهاي نجومي بوده است. به هر حال يك كرهٴ فلكي كه نام وي و تاريخ 1279 (يا 1289) را دارد، در تالار رياضيات درسدن نگهداري ميشود. چهار كره از پنج كرهٴ فلكي مقدم بر سدهٴ چهاردهم، هنوز در دست است و ممكن است تعداد زيادي هم وجود داشته باشد كه هنوز شناخته نشدهاند.
ميگويند برخي دانشمندان چيني در مراغه زيردست نصيرالدين طوسي سرگرم كار بودند، و اين كاملاً قابل قبول است. اگر اين امر اثبات شود، به توضيح انتقال مثلثات عربي به چين كمك ميكند، ولي در حال حاضر تا درك تكامل رياضيات چيني در سدههاي سيزدهم و چهاردهم، راه درازي در پيش داريم. مثلاً، نجوم كيوشو - چينگ و ابزارهاي نجومياش بسياري از ويژگيهاي خاص خود را داشتند. اين مسلم است كه كيو خودش راصد خوبي بود.
اكنون، به غرب بازميگرديم. در ربع اخير سدهٴ سيزدهم، سرمشقهاي اسلامي ثمرههاي گرانبهايي را پديد آورد. از جمله اخترشناسان مونپليه پيوسته به كوشش ميپرداختند. (مونپليه كه از مدرسههاي عمدهٴ پزشكي در اروپا به شمار ميرفت. در عين حال همچنانكه بعداً خواهد آمد، مركز تحقيقات نجومي هم بود). آنان خواستند ابزارهاي نجوميشان را اصلاح كنند، و اين هميشه از بهترين نشانههاي رونق علمي است، ولو اين كه اين ميل هنوز نه بسيار نيرومند بود و نه چندان اصيل. دو تن از اين اخترشناسان رابرت انگليسي و يعقوب بن ماهر بن تِبُّون بودند. در 1276 يا مقارن آن، رابرت يك رُبع1 تازه و طرز استعمال آن را توصيف كرد. آن ربع احتمالاً